تبليغاتX
به یادت اشک می ریزم تو اما بر نمی گردی - تو نمی دونی من چی کشیدم
(خدایا دوزخت فرداست ...چرا امروز میسوزیم )

تو نمی دونی من چی کشیدم وقتی که گفتی تو رو نمی خوام

باور ندارم که دیگه نیستی حالا تو رفتی من اینجا تنهام

یه شوخی بود و یه قصه تلخ، وقتی که گفتی تو رو نمی خوام

خیال می کردم می خوای بترسم شاید هنوزم باور نکردم

چشمای گریون،دستهای خسته،دوری چشمات،منو شکسته

رنگ اون چشات،چشای سیات،زنجیر دل منو گسسته

شاید یه حسود چشممون زده،بگو کی ما رو تنهایی دیده

ولی می دونم تو آسمونا قصه ی ما رو یکی شنیده

تو باور نکن هرکی بهت گفت پیشت می مونم،پیشت می مونم

باور ندارم که دیگه نیستی تا ته دنیا از تو می خونم

امشب باز امده ام تا بار دیگر برای خودم بنویسم


و اما اینبار نه برای انکه دلم ارام شود


و نه برای حقانیت حرفهای فبلی ام ...


می دانم که دیگر این حرفها حتی نوش داروی بعد از مرگ سهراب هم نیست


حرفهایی که شاید انهایی که می خوانند

 
با خود نجوا کنند که دیوانه ای می نویسد


و تو نیز شاید هیچگاه نیایی که بخوانی ..

اما خواستم اخرین حرفهایم را در این کلبه فقیرانه ام به یاد بود تاریخی بگذارم!


کلبه ای که امدن و ماندنم و رفتنم را می داند


اری ای همیشه زیبا صحبت از عشق زمینی ها نبود !


و تو انقدر حریم نگاهت رویایی بود که برای من در نهایت بزرگی ها بودی


بدان که اشیان تنهایی که در ان پا گذاشتی در لابه لای گرد خاک این دنیا


حریمی بود که با تمام وجودم دوستش داشتم

 
و تو همیشه در اسمان رویاهایت منتظر شقایقی بودی که قرار بود روزی بیاید


و امروز می خواهم اعترافی برایت بکنم


که من شکست خورده این میدان هستم و خواهم بود !!


چراکه هیچوقت چگونه حرف زدن با شما ر ا نفهمید م


و اگر رفتم ..دلیل دوست نداشتنم نبود


بلکه نمی خواستم که اگر روزی رفتم .....یادگاری که از من باقی می ماند


اینگونه تلخ و. ...سیاه نقاشی شود


صحبت از گلایه ها نمی کنم


و تو نیز اگر گلایه ای داشتی فراموش کن


همانگونه که همه خاطراتی که داشتی به دست باد سپردی


تا نماند


این حرف اخر م را هم بگذار بگویم

 


حتی اگر بگوییی صد ها بار شنیده ام !


خودم را همیشه مدیون مهربانیت می دانم


و هیچگاه دلم نمی خواست سهم من از تو خشم روز اخرین باشد


اما دیگر چه می شود کرد !؟


هر کسی تقدیر و عاقبتی دارد


و سهم من ا ز دنیای تو همین بوده است


و بس !


اگر روزی....روزگاری دلت گرفت

 


اگرکه هیچگاه مرا نمی یابی


اما
مرا ببخش
که بخشیدن از بزرگان است !

یا حق

تقدیم به همه دوستان گلم

سام

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 23:58  توسط حامد  | 

 

JavaScript Codes example: JavaScript Codes