تبليغاتX
به یادت اشک می ریزم تو اما بر نمی گردی - هنوزم دراین دیار تنهای تنهایم
(خدایا دوزخت فرداست ...چرا امروز میسوزیم )
 

 

به تو نرسیدم اما خیلی چیزا یاد گرفتم یاد گرفتم به خاطر کسی که

 دوستش دارم باید دروغ بگم


یاد گرفتم هیچ وقت هیچ کس ارزش شکستن غرورمو نداره


یاد گرفتم تو زندگیم به اون که بفهمم چقدر دوستم داره هر روز دلشو به بهونه ای بشکنم


یادگرفتم گریه های هیچ کس رو باور نکنم


یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم


یاد گرفتم هر روز دم از عاشقی بزنم ولی اما از کجا بگم از کی بگم از چی بگم

می خوام همین جا دلمو بشکنم .خوردش کنم تا دیگه عاشق نشه.


تا دیگه کسی رو دوست نداشته باشه


تو این دوره زمونه نباید کسی احساس تو رو بدونه وگرنه اون تو رو میشکنه


میخوام بشم همون آدم قبل


کسی که از سنگ بود ودور و برش دیواری از سکوت وبی تفاوتی


دو روزه دنیا ارزش اینو نداره که بخواد همه اش به غصه وغم بگذره


می خوام برم جایی که هیچ کسی منو نشناس


اینجا نمی تونه جزیره ی بهشت من باشه


می خوام تنها باشم


از خودم هم دور بشم
نباشم


 نبـــــــــاشــــــــــــم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمی دانم، نمی دانم هنگامی که می رفتی صدای هق هق گریه کردنم را می شنیدی آن گاه


که از رفتنت دلم به چشمانم فرمان باریدن داد.


نمی دانم هنگام رفتنت به یاد نیاوردی که شاید در یک گوشه از این دنیا قلبی باشد که

 
روزی آن را تصرف کرده بودی.


نمی دانم شاید فراموش کرده بودی، شاید فراموش کرده بودی آن غم ها را، آن شادی ها


را، آن هیاهو را، آن گریه ها را.


شاید آن نگاه هایی را که از عشق به هم گره میخوردند فراموش کرده بودی.


شاید تو عشق را فراموش کرده بودی.


هنوز جای بوسه هایت را روی گونه هایم احساس می کنم.


هنوز عطر نفس هایت را وقتی در آغوشم بودی احساس می کنم.


هنوز ...


لحظه ی رفتنت انگار همه ی غم ها را در قلب من ریختند. انگار کشتی عشقم در ساحل


تنهایی هایم لنگر انداخت.

 

پس با تمام وجود فریاد میزنم که تنهای تنهایم

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 11:17  توسط حامد  | 

 

JavaScript Codes example: JavaScript Codes