|
(خدایا دوزخت فرداست ...چرا امروز میسوزیم )
|
اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من
نسبت به توست
اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهندهقلبهاست
اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست
اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توستاگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست
پس با تمام وجود فرياد ميزنمدوستت دارم
بر سر خاکم بیا ای رهگذر
بر مزار سرد من نقشی بزن
نقشی از امروز و فرداهای دور
نقشی از عشق دروغین و غرور
نقشی از نیلوفر و میلاد عشق
نقشی از من این منه ننگین سرشت
قطره های اشک تو از من جداست
این مزار من پر از صد ها صداست
هر صدایی بوی روزی میدهد
بوی اشکی بوی سوزی میدهد
سوز عشق و انتظار و خاطره
سوز آه و دفتر بی خاطره
رهگذر بر قلب من نقشی بزن
رنگ آهی زن تو بر دیوار دل
رنگ عاشق تو بزن بر خاطرم
مرگ من
شد در دلت دریای غم
دلم گرفت ای هم نفس پرم شکست تو این قفس
تو این غبار تو این سکوت
چه بی صدا نفس نفس
از این نامهربونی ها دارم از غصه می میرم
رفیق روز تنهایی یه روز دستاتو می گیرم
تو این شب گریه می تونی پناه هق هقم باشی
تو ای همزاد هم خونه چی میشه عاشقم باشی
دوباره من دوباره تو دوباره عشق دوباره ما
دو هم نفس دو هم زبون دو هم سفر دو هم صدا
تو ای پابان تنهایی پناه اخر من باش
تو این شب مرگی پاییز بهار باور من باش
بزار تا مشرق چشمات شبم روشن ترین باشه
می خوام اینه خونه با چشمات همنشین باشه
دلم گرفت ای هم نفس پرم شکست تو این قفس
تو این غبار تو این سکوت
چه بی صدا نفس نفس