|
(خدایا دوزخت فرداست ...چرا امروز میسوزیم )
|
سلام.
می دونی معنی کم اوردن چیه؟
دیگه بریدم.
چرا؟
چرا اون جوری که می خوام دنیا پیش نمی ره.
اه خدای من.
اشک اشک ریخت بر گونه ام.
تیکه تیکه شد دلم.
اه خدای من.
دیگه بسته.
دارم فنا می شم.
خدای من.
یعنی کسی نیست که کمکم کنه.
چرا فریادم رو این دنیای بی معرفت نمی شنوه؟
قلبم شکسته خدای من.
خرد شده.
نمی توانم دیگر گریه کنم...
چشمه اشکم خشک شده.

پشت این پنجره ها دل میگیره...
غم وغصه ی دلو تومیدونی...
وقتی از بخت خودم حرف میزنم...
چشام اشک بارون میشه تومیدونی...
عمریه غم تو دلم زندونیه...
دل من زندون داره تو میدونی...
هر چی بهش میگم تو آزادی دیگه...
میگه من دوستت دارم تو میدونی...
می خوام امشب با خودم شکوه کنم...
شکوه های دلمو تو میدونی...
بگم ای خدا چرا بختم سیاست...؟
بخت من چرا سیاست تو میدونی...!؟
چنین با مهربانی خواندنت چیست ؟
بدین نامهربانی راندنت چیست ؟
بپرس از این دل دیوانه من
که ای بیچاره ماندنت چیست ؟
مطمئن باش که مهرت نرود از دل من
مگر ان روز که در خاک شود پیکر من
اتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
چون که گورم بشکافند ز عین می بینند
ز خاکستر عشقم باقیست اتشی سرکش و سوزنده هنوز
یادگاری ز عشقی سوزان که هست گرم و فروزنده هنوز
بود شمعي در غم پروانه اي
روشن و تنها به فکر چاره اي
شاپرک پروانه اي در فکراو
آتشي در جان او افکنده بود
درد پروانه ز درد شمع بود
شمع هم از درد پروانه فروزان گشته بود
یا حق
عزیزانم